۱۳۸۴ اسفند ۱۷, چهارشنبه

Dreamers

ابرهایی که آروم توی آسمون از جلوی چشم های حیرت زده و کنجکاو ِ نگاه های جوون و بی قرار می گذرند چمن خیسی که بوی طراوت هستی رو داره و رنگ تجربه های تازه!


قاصدک هایی که فضا رو پر کردند انگار که بین اونا شناوری و تو هیچ کاری نمی تونی بکنی جز اینکه دراز بکشی و به این همه زیبایی خیره بشی.


 نه! هیچ کدوم اینجا نیستند!


این فقط چیزیه که حس می کنم.


می تونستم اینجا بشینم و عاشق هر دختری که از این مسیر می گذره باشم؟


جمله ی "هرگز تسلیم نشو!" تو سر همه ما دور می زنه


پیامی سری!


اشتیاقی بزرگ برای تماسی کوچک!


هیجان؟


نمیشه.


آره نمیشه!


حتی اگه نفس هات رو جانانه نکشی.


حتی اگه فرار کنی و مدت ها پنهان بشی.


بالاخره!


یک روز!


یک دفعه!


میاد و پیدات می کنه،


و دنیات بالا و پایین می شه،


دست هات رو محکم از پشت می بنده،


و تو مسلمان میشی،


و شاید اگه ترسو باشی خودت رو ملامت کنی،


این یه جنگه،


حتی می تونی شهید بشی،


پس..


پس اگه می خوای دوستم داشته باشی........................... خودداری نکن!


 


ایهاً الناس!


 ما خیالبافیم، اینجا کسی نیست که این رو بفهمه؟

۱۱ نظر:

آدم گفت...

خیالبافی مگه بده؟
بعضی اوقات خوبه
البته این نظر منه

مریم گفت...

سلام...
خیالبافی بد که نیست هیچ,خوبم هست..البته باید ببینیم تا چه اندازه,خیالبافی.
توی این دنیایی که ما هستیم ادم خیالبافم میشه...اگه بری مستقیم به طرف بگی
که عاشقشی ,فقط شاخاش در میاد ..همین و بس....من از متنتون واقعا خوشم اومد...

رها - اتاق آبی گفت...

خب این نوشته ات کمی ابهام داشت. انگار که یا منتظر شکوفا شدن یک احساسی و یا احساس جدیدی در درونت جوانه می زنه. هر کدام که هست، قطعاَ مجال خیالپردازی می دهد و انسان را متحول می کند .. آن هم از نوعی کاملاً متفاوت با آن چه که تا به حال تجربه کرده ای.

معصومه گفت...

سلام
اومدم
بدوون اینکه دستاتو از پشت ببندم
تو مسلمان شدی
جنگ من یک جنگ تحمیلی نبود و سلاحم جز صداقت نبود

کامی گفت...

مسلمان شدنت رو تبریک می گم

روان پریش گفت...

جریان چیه؟


سلام:


من یکی که اگه شبا قبل از خواب یک ساعتی خیالبافی نکنم ، خواب بد ( تو مایه های زندگی واقعیم ) میبینم و فردا صبحش هم دپرس میشم.

من به روزم . قدم رنجه کنید.

ما رو از آپ کردنتون بی خبر نذارید بعد از این...

شهریار کوچولو گفت...

سلام ... ممنون که سر زدی و راهنمائیم کردی .. آره شاید حق با تو باشه ... باید نوشت حتی اگه شده ضعیف!!!!
اما دوباره فکر کن شایدم خیال بافی نباشه !!! شاید خوش بینانه دیدن واقعیت باشه
شاید اگر غیر از این باشیم گرفتار نا امیدی بشیم ....شاید ...!!! آسمونی باشی ...

حسن گفت...

مطلب خوبی بود استفاده کردم

مسعود گفت...

کاشکی تو هم اونجا بودی
پیش قاصدکها
با ما.

روان پریش گفت...

مرسی سر زدی...

آنی ویلجت گفت...

چرا نیست؟
این همه آدم خیالباف!خود من از صبح کله سحر تا نصفه شب باسه خودم خیالبافی میکنم...چرت و پرت میگم...ولی خداییش حال میده!